خاک عاشقی می داند ،
گریه می کند ،
رنج می کشد ،
و صبر می کند ..
سر به آستان مرگ می گذارد ..
بر شانه هایش می گرید ، اما نمي ميرد ..
خاک عاشقی صبور است ،
بر برگهای پاییز بوسه می زند ،
تقدیر جهان را عوض می کند ،
جوانه ها را بیدار و درختها را خواب می کند ،
اما خود هرگز نمی خوابد ..
خاک عاشقی صبور است ،
که سالها و سالها برای آسمان صبر می کند ،
و من همانم که از خاک آمده ام
و چون خاک روزی صبوری را خواهم آموخت ...
جبران خلیل جبران ![]()
Sun 18 Jan 2009 ساعت | نویسنده : دلتنگ |

