تنهای تنهام
روی چمن ها دراز کشیدم و
به آسمون نگاه میکنم
چقدر قشنگه ..
پر از ستاره است ..
چشمامو رو هم میذارم و
................
با انگشتم ستاره ها رو جابه جا میکنم
اونا رو کنار هم می چیینم ..
می نویسم :
دوستت دارم ..
................
ای کاش میشد چشمامو باز کنم و
تو رو روبروی خودم ببینم ..
..............
گرمی نفسهاتو رو صورتم حس میکنم
تو گوشم زمزمه میکنه که :
" خیلی می خوامت "
.............
چشمامو باز میکنم که جوابتو بدم
ولی ...
فقط یه آسمون پراز ستاره روبرومه
و من
تنهای تنهام ....
خودم
Sun 16 Nov 2008 ساعت | نویسنده : دلتنگ |


